موسسه فرهنگی - هنری عرشیان کویر

  • امروز شنبه 27 آبان 1396
  •  
     
     
     
     
     
    محل کنونی شما:
     
     

    آخرین مطالب

     
     
     
     

    سردار لک زایی بر اساس فرمایشات آیت الله بهجت بهشتی هستند

    فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

    آنچه در پى مى‏ آيد سخنان «سردار سرتيپ پاسدار نصرالله فتحيان» معاون بهداشت و درمان ستاد كل نيروهاى مسلح است كه در جمع اعضاى خانواده سردار سرتيپ شهيد حاج حبيب لك ‏زايى در تاريخ 17 بهمن 1391 ايراد شد.

     

     

     

     

    سردار لک زایی بر اساس فرمایشات آیت الله بهجت بهشتی هستند

    بسم الله الرحمن الرحيم‏ اللّهُمّ كُنْ لِوَلِيّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن؛ صَلَواتُكَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ؛ فِي هَذِهِ السّاعَةِ وَ فِي كُلّ سَاعَةٍ؛ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً؛ حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا.

    اولًا خيلى خوشحال هستم كه اين توفيق را پيدا كردم كه در دهه مبارك فجر و در آستانه روز 22 بهمن توفيق شرف حضور در بيت معظم سردار عزيز و سرافراز سپاه اسلام شهيد لك‏ زايى را پيدا كردم. خدا را شكر و افتخار مى‏ كنم كه اين توفيق هر چند با يك تأخير بسيار زياد حاصل شد.

    ثانياً به عنوان عضو كوچكى از ستاد فرماندهى معظم كل قوا، رهبر عزيزمان، نايب عام امام زمان (عج) حضرت آيت الله العظمى امام خامنه‏ اى، تسليت و تعزيت ايشان را خدمت شما اعلام مى‏ كنم و به شما مى‏ گوييم كه آقا به وجود سربازان ارزشمندى مانند جناب آقاى لك‏ زايى حقيقتاً افتخار مى ‏كردند.

     

    درباره شهيد لك ‏زايى‏

    ايشان يك سرباز تمام عيار نظام بودند. من سردار لك‏زايى را بيش از 16 سال بود كه مى‏ شناختنم؛ هم در دوران فرماندهى «سرلشكر صفوى» كه در دفتر فرماندهى كل مشاور ايشان بودم و هم بعد از اين دوران.

    بارها در سفر به سيستان چه به همراه سردار صفوى و چه بدون ايشان، يكى از كسانى كه فوق العاده براى من جذاب بود سردار لك‏ زايى بود؛ در مسؤوليت هاى مختلفى كه ايشان بودند و سوابق ايشان و كارهايشان را من كاملًا در جريان هستم و افتخار اين را هم داشتم كه براى درجه سردارى ايشان در انتهاى دوران فرماندهى سردار صفوى اقداماتى انجام دهم؛ چون پرونده سردارى ايشان در دوران سردار صفوى كامل شد و نصب درجه ايشان را «سردار سرلشكر جعفرى» انجام داد. من آن موقع دفتر فرماندهى بودم؛ شايد هم با هم در حين اعطاى درجه ايشان عكس گرفتيم. لذا سوابق را كاملًا مى‏دانم. پرونده ايشان را چندين بار خودم مطالعه كردم. سوابق جبهه ايشان، سوابق رزمندگى ايشان، مجاهدت‏هاى ايشان، روحيه مردمي شان، روحيه تبعيت پذيرى از ولايت در ايشان، تأييد سريع بخش حفاظت و بخش عقيدتى براى پرونده درجه سرداري شان اين‏ها همه سرمايه‏ هاى معنوى بود كه در اختيار ايشان بود و سردار لك‏ زايى را يك شخصيت ممتاز در اين استان كرده بود.

    من يادم هست كه هر موقع ايشان مى‏ آمدند تهران يكى از جاهايى كه سر مى‏ زدند دفتر فرماندهى كل بود. ايشان چقدر نسبت به اين استان آدم‏ علاقه‏ مند و دلسوزى بود. به نظر من استان يك حامى همه جانبه خودش را از دست داد. مجموعه استان، نه فقط سپاه؛ همه بخش‏هاى استان.

    ده سال پيش در دورانى كه ما در سفر حضرت آقا به اين استان دقيقاً توفيق حضور داشتيم، به بركت سفر حضرت آقا مؤسسه خيريه امدادگران عاشورا با محوريت «آقاى دكتر پيروى» راه اندازى شد. يكى از كسانى كه خيلى تشويق مى‏ كردند و در جلسه‏ اى كه خدمت آقاى دكتر صفوى داشتيم ايشان اظهار خوشحالى كرد كه اين كار براى اين استان خيلى كار لازمى است، آقاى لك ‏زايى بود. واقعاً ترغيب و تشويق ايشان، هم براى ما كه از تهران آمده بوديم و هم براى دوستانى كه اينجا بودند و احساس حمايت مى ‏كردند خيلى ارزنده بود. وقتى من خودم با ايشان صحبت كردم و گفتم كه شما محور اين برنامه براى رسيدگى به محرومين و بيماران بى‏ بضاعت بشويد. ايشان گفتند با كمال ميل در خدمت اين خيريه هستم و هر كارى كه لازم باشد انجام مى‏ دهم. به شهادت جناب «آقاى سرگزى» كه بعد از آقاى دكتر بودند حقيقتاً دوره 4 يا 5 ساله‏اى كه مسؤوليت مؤسسه خيريه با ايشان بود با همه مسؤوليت‏ها و گرفتارى‏ هايى كه داشتند ارزنده بود. بالاخره ايشان جانشين فرمانده سپاه بودند و مسؤوليت‏ هاى اجتماعى استان همه به گردن ايشان بود، چه در دوران مسؤوليت سردار مولوى و چه در دوران سردار جاهد، خيلى ايشان مسؤوليت‏هاى سنگينى داشتند.

    من گاهى اوقات مى‏ ديدم براى رسيدگى به بخش مسائل اجتماعى با ماشين راه مى‏ افتادند و تا چابهار با ماشين مى‏ رفتند. گاهى اوقات به ايشان مى‏ گفتم اين همه مسير، طولانى است كه شما با اين وضعيت جسمانى شهر به شهر روستا به روستا طايفه به طايفه و ده به ده مى‏ رويد. بالاخره همه سردار لك‏ زايى را مى‏ شناختند و با ايشان ارتباط داشتند.

    ايشان بسيار شخصيت ارزنده‏اى براى مجموعه نيروهاى انقلاب در استان بودند. خداوند روح ايشان را با ارواح طيبه شهدا محشور كند و به ما توفيق دهد كه بتوانيم اين راه با عظمت و نورانى را كه ايشان شروع كردند و تا اين مرحله رسيدند ادامه بدهيم و به نتيجه برسانيم.

     

    شهيد لك‏زايى؛ مصداق سخنان آيت الله بهجت‏

    من تبركاً صحبت‏هاى آيت الله بهجت را كه در يك جلسه ‏اى كه خدمت ايشان بوديم فرمودند را به شما بگويم. علتش هم اين است كه شهيد لك ‏زايى خيلى شامل اين جملات آيت الله بهجت مى‏ شود. دو سه سال قبل از وفات ايشان با جمعى خدمت ايشان بوديم. در آن جلسه با اينكه آقاى بهجت اهل سخنرانى نبودند فرمودند: «ما در روز قيامت سنگ قبر نداريم و آيت الله باشيم يا نباشيم، وزير باشيم يا نباشيم، وكيل باشيم يا نباشيم، اين‏ها اصلًا ملاك نيست. بلكه اولين سؤالى كه در روز قيامت از انسان‏ها مى ‏كنند اين است كه كسانى كه پدر و مادرشان از آنان راضى هستند دست‏ها بالا؛ اينها بهشت بروند». من خدمت پدر و مادر سردار نرسيدم ولى به نظرم پدر و مادر سردار لك ‏زايى از ايشان راضى هستند و ايشان به اين دليل بهشتى هستند. به دليل استدلالى كه حضرت آيت الله العظمى بهجت (قدس الله نفس الزكيه)، اين انسان استثنايى و با عظمت بيان كردند.

    دوم فرمودند: «مى ‏گويند آنهايى كه نفعشان به مردم رسيد و مردم از وجودشان منفعت بردند دست‏ها بالا. اين‏ها بروند بهشت». سردار لك‏ زايى در همه عمرش نفعش به همه مردم مى‏ رسيد. در بخش امنيت، در بخش توسعه بسيج، در بخش مبارزه با ضد انقلاب، در بخش آرامش مردم، در بخش خدمت به مردم، در بخش‏هاى مختلف و آخريش هم خدمت و رسيدگى به محرومين و رسيدگى به افراد بى‏ بضاعت و فقير و مستضعفى كه مشكلات درمانى داشتند. ايشان دلشان براى اين مردم مى‏ سوخت. خوب به اين دليل دوم آيت الله بهجت هم آقاى سردار لك ‏زايى امروز در اعلى عليين بهشت هستند. خوش به حالشان؛ ايشان بهشتى هستند.

    بعد ايشان فرمودند: «گروه سومى كه اهل بهشتند كسانى هستند كه براى امام حسين (ع) با اخلاص يك قطره اشك ريخته باشند؛ اين‏ها بروند؛ اين‏ها جايشان در بهشت است». سردار لك‏ زايى به تمام معنا يك انسان ولايتى بودند. ولايت ائمه (ع) را با گوشت و پوست خودشان قبول داشتند. يك شيعه اميرالمؤمنين (ع) و يك شيعه امام حسين (ع) بودند و حسينى زندگى مى‏ كردند. به اين دليل هم ايشان بهشتى هستند. اين هم دليل سوم كه سردار لك‏ زايى براساس همين ادله ‏اى كه آيت الله العظمى بهجت فرمودند بهشتى هستند.

    بعد ايشان فرمودند: «گروه چهارم كسانى هستند كه شيعه حضرت زهرا (س) هستند و به حضرت زهرا متوسل هستند؛ اين‏ها بروند؛ بهشت جاى اينهاست». وقتى خود من در مورد همين مؤسسه امدادگران عاشورا صحبت كردم، تا گفتم مؤسسه متوسل به حضرت زهرا (س) است، اشك از چشمان ايشان جارى شد. محبت حضرت زهرا (س) در دل ايشان بود. ايشان گفت من حاضرم نوكرى اين مؤسسه را كه به نام حضرت زهراست بكنم. نه ايشان بلكه بزرگان ما همين گونه هستند. خدا رحمت كند «حاج احمد كاظمى» فرمانده دلاور نيروى زمينى سپاه را تا اسم حضرت زهرا (س) مى‏آمد اشك از چشمانش جارى و سارى بود. همه همين طورند.

    بنابراين ايشان فرمودند اين چهار گروه اهل بهشتند: گروه اول كسانى كه پدر و مادرشان از آنان راضى هستند؛ گروه دوم كسانى كه نفعشان به مردم مى ‏رسد؛ گروه سوم آنهايى كه براى امام حسين (ع) اشك ريختند و گروه‏ چهارم آنهايى كه به حضرت زهرا (س) متوسل هستند.

    بعد حضرت آيت الله بهجت فرمودند كه ملائك به صدا در آمدند و خطاب به خدا اعتراض كردند و گفتند: خدايا! اى خداى مهربان! پس اين شهدا و جانبازان بهشت نمى‏ روند؟ خدا در جواب ملائك فرمودند بايد با اين‏ها بنشينيم مذاكره كنيم كه خدا به شهدا چه مقامى داده است.

    شهيد لك ‏زايى و فرزند عزيزشان آقا مسلم و دامادشان و برادر خانم شهيدشان و بقيه شهدايى كه در اين استان به شهادت رسيده ‏اند جايشان در بهشت است. شهدا خودشان تعيين مى‏ كنند و مى‏ گويند كجا مى‏ خواهند قرار بگيرند. خوش به حال شهيد لك‏ زايى كه امروز در مقام شهادت است. خدا ان شاء الله ايشان را با امام حسين (ع) محشور بكند.

    حضرت آيت الله بهجت سپس دست به دعا شدند و گفتند: «خدايا! اى خداى مهربان! اين آقاى خمينى را با خوبان عالم محشور فرما. چرا كه خيلى‏ ها به بركت ايشان بهشتى شدند»؛ يعنى خيلى‏ ها به بركت امام (ره) بهشتى شدند.

    به ما هم نصيحت كردند- كه حالا اين نصيحت عام هست و شامل شما هم مى‏ شود- و ايشان فرمودند: مراقب باشيد كه شيطان شما را گول نزند. الان هم آقاى سلمان، آقاى ميثم، آقاى جعفر، دامادها و عروس خانم هاى شهيد لك‏زايى عزيز، مراقب باشيد شيطان گولتان نزند و ارزان نخرد شما را. اين حرف آيت الله العظمى بهجت بود به ماها كه مراقب باشيد شيطان گولتان نزند و شما را ارزان نخرد.

     

    ما به انقلاب افتخار مى‏ كنيم‏

    يكبار ديگر دهه مبارك فجر را به شما تبريك مى ‏گوييم. ما افتخار مى‏ كنيم به‏ اين انقلاب، افتخار مى ‏كنيم به امام؛ و افتخار مى‏ كنيم به مقام معظم رهبرى و به نيروهاى انقلابى. شما هم يك خانواده انقلابى هستيد. ان شاء الله كه شما آقازاده‏ ها بتوانيد راه پدر را با سرافرازى و افتخار ادامه بدهيد. مطمئن باشيد كه عزت و ذلت دست خداست. خدا اگر اراده كند كسى را عزيز كند هيچ كس نمى ‏تواند ذليل كند. اگر خداى نكرده بر اثر عمل خودمان باعث ذلت خودمان بشويم خيلى آدم شرمنده مى‏ شود و خيلى ضرر مى‏ كنيم.

     

    عزت شهيد ابدى است‏

    خداوند به شما عزت روز افزون بدهد همين طور كه الان داده است. همين طور كه شهيد عزتش عزت ابدى است. خانواده شهيد، فرزند شهيد، دختر و عروس شهيد و همسر شهيد، عزتشان عزت ابدى است. شما به هيچ كجا وام دار نيستيد ولى همه به شما وام دار هستند. شما بايد خيلى مراقب خودتان باشيد. خيلى بايد مراقب باشيد از اين بيت محافظت كنيد كه خداى نكرده اين بيت كه بيت شهيدان لك‏زايى است آسيب نبيند و مشكلاتى هم كه داريد در طول مسير حل مى‏ شود. روح شهيد كمك مى‏ كند.

    شما مطمئن باشيد اين شهدايى كه اينجا تصاوير زيبايشان هست اين‏ها هنرشان خيلى بيشتر از ماها هست. ما چه هستيم؟! ما به گرد پاى اين‏ها نمى‏ رسيم. اگر اين‏ها اراده كنند همه مشكلات را حل مى‏ كنند. الان دستشان باز است. الان شهيد لك‏ زايى از زمان حياتش دستش بازتر است. نظارت مى‏ كند بر شما و كفايت امور شما را مى‏كند و كارهايتان را دنبال مى‏ كند. ايشان كه نيازى ندارند. اگر شما تلاش مى ‏كنيد در واقع براى ديگران مى‏ كنيد؛ چون ايشان با اين روايتى كه از آيت الله بهجت نقل كرديم در واقع بهشتى هستند. ما بايد به فكر خودمان باشيم كه بالاخره خداى متعال عاقبتمان را ختم به خير كند.

     

    خدا ما را هم عاقبت بخير كند

    بالاخره وظيفه داشتم عرض تسليت و اظهار ارادت خودم را به همسر گرامى و فرزندان اين شهيد و همه كسانى كه در بيت شهيد حضور دارند عرض كنم. خداوند ان شاء الله سلامتى عنايت كند. از زيارت شما خيلى خوشحال شدم. از اينكه در ديدار ما تأخير شد هم خيلى عذرخواهى مى ‏كنم. من سلام ويژه سردار صفوى و «سردار دكتر فيروزآبادى» را هم خدمتتان اعلام مى‏ كنم. خدا ان شاء الله كه عاقبت همه ما را ختم بخير كند و زحمات اين سردار سرافراز سپاه اسلام را به احسن وجه مورد قبول قرار بدهد و به بازماندگانش صبر عطا كند.

    ان شاء الله خداوند روح اين شهيد را با شهداى عزيز انقلاب اسلامى و شهداى كربلا محشور كند و به باز ماندگان صبر و اجر عنايت كند به بركت صلواتى بر محمد (ص) و آل محمد.*

    .............................

    *حبيب دلها دفتر سوم، ص: 106

    افزودن نظر






    کد امنیتی
    بازنشانی

    قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی